السيد ابو القاسم النقيبي

63

اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني

« 9 » « قصص العلماء » « 1 » محمّد بن مرضى مدعّو بمحسن وملقّب بفيض فاضل واخبارى ومحدّث وحكيم بوده ودر زمان شاه عباس از ولايت فرنگستان شخصي را پادشاه فرنگ فرستاده وبسلطان صفوى نوشت كه شما علماء مذهب خود را بگوئيد كه با فرستاده من در امر دين ومذهب مناظره كنند اگر أو ايشان را جواب دهد پس شما بدين ما در آئيد وآن رسول كأرش آن بود كه هركه چيزى در دست مىگرفت وأوصاف آن شئ را بيان مىكرد . پس سلطان ، علماء را جمع كرده وسرآمد أهل آن مجلس آخوند ملّا محسن فيض بود پس ملّامحسن بآن سفير فرنگى گفت كه سلطان شما مگر عالمي نداشت كه فرستاده باشد ومثل شما عوامى را فرستاد كه با علماء ملّت مناظره كنند ؟ ! آن فرنگى گفت كه شما از عهده‌ى من نمىتوانيد برآئيد اكنون چيزى در دست بگير تا من بگويم ملّامحسن تسبيحى از تربت سيدالشهداء عليه السلام در دست گرفت آن فرنگى در درياى فكر غوطه‌ور شد وبسيار فكر كرد ملّامحسن گفت كه چرا عاجز ماندى ؟ ! فرنگى گفت كه عاجز نماندم ولى بقاعده‌ى خود چنان مىبينم كه در دست تو قطعه‌ى از خاك بهشت است والان فكر كردن من از اين بابست كه خاك بهشت چگونه بدست تو رسيده است . ملّا محسن گفت كه راست گفتى ودر دست من قطعه‌اى

--> ( 1 ) - محمّد تنكابني ( 1236 - 1302 ق ) قصص العلماء ، تهران ، علمية الاسلامية 1396 ق